سلامت روان و خانواده

بهداشت روان و خانواده

یکی از عوامل مؤثر در  شکل گیری  رفتار فرد ، خانواده است . فضای خانه ، نخستین و بادوام ترین عاملی است که ، در رشد شخصیت افراد تأ ثیر می گذارد . به گونه ای که می توان گفت پدرومادر نیرومندترین آموزگار افراد در زندگی، آموزش خانوادگی پایدارترین آموزش و محیط خانه مهمترین آموزشگاه برای هر فرد می باشد . فراموش نکنیم که کودکان شما پیش از آنکه به پند و اندرز شما عمل کنند  رفتار شما را الگو قرار می دهند . نفوذ والدین در این موضوع تنها محدود به جنبه های ارثی نیست . در آشنا کردن کودک به زندگی جمعی و فرهنگ جامعه ، خانواده نقش بسیار مؤثری را اجراء می نماید . میزان آگاهی خانواده درطرز رفتار با کودکان، موقعیت اجتماعی خانواده ، وضعیت مالی آن ، اندیشه و باورها ، آداب و رسوم ، ایده آل ها و آرزوهای والدین، تأثیر فراوان دارد. چنانچه می دانیم خانواده ها در زمینه اجتماعی ، اقتصادی ، تربیتی ، دینی ، هنری و مانند اینها با هم اختلاف هایی دارند .ترکیب خانواده ها طرز ارتباط  اعضای هر خانواده با یکدیگر و جامعه ای که خانواده در آن بسر می برد ، در تمام موارد یکسان نیست . بنابراین تأثیر خانواده ها در رفتار افراد متفاوت است . اغلب افراد مبتلا به مشکلات مختلف شخصیتی از خانواده های ناسالم برخاسته اند.

از اینرو تأمین بهداشت روانی افراد خانواده سهم به سزائی در تأمین و حفظ بهداشت روان جامعه دارد و عدم تأمین بهداشت روان خانواده آسیب های شدیدی بر پیکره جامعه وارد می کند.

برای ایجاد و حفظ سلامت روان در خانواده لازم است تک تک اعضای آن با مهارتهای لازم برای زندگی آشنا شوند. بهداشت روان خانواده به همه افراد کمک می کند تا در جهت رشد و تکامل و بهره گیری از استعدادهای خود گام بردارند.

تلاش در جهت ارتقاء بهداشت روان خانواده کمک به ارتقاء بهداشت روان جامعه می باشد ، پس برای رسیدن به یک جامعه سالم باید ابتدا خانواده سالمی داشته باشیم .

برای رسیدن به یک خانواده سالم و شاد باید به نکات زیر توجه کنیم:

1-ایجاد روابط سالم بین اعضای خانواده: شیوههای ارتباطی نامناسب تأثیرات مضری روی فرد و سلامت او خواهند داشت. خانوادههای فاقد روابط گرم و محبت آمیز ،    خانوادههای دارای روابط خصومت آمیز و شیوههای ارتباطی شدیداً وابسته در خانواده معمولاً ناسالم گزارش شدهاند. برقراری شیوه ارتباطی منطقی ، محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه نشان دهنده ی خانواده سالم است.

2-توجه به سلامت جسمی افراد خانواده

تغذیه سالم، فعالیت فیزیکی(ورزش) مناسب، پرهیز از دخانیات و کنترل بیماریهای مزمن به حفظ سلامت جسمی ما کمک می کند.

3- تلاش در جهت شناخت یکدیگر وتقویت اعتماد به نفس

4- گوش دادن به صحبتهای یکدیگر: به حرف های یکدیگر با دقت گوش کنیم ، به یکدیگر توجه کنیم بدون اینکه قضاوت، پیشداوری ویا نصیحت کنیم.

5- فراهم کردن شرایط گفتگو و تبادل نظر برای همه افراد خانواده

با فراهم کردن محیطی گرم وصمیمانه فرصت اظهار نظر به همه افراد خانواده داده شود تا همه بتوانند مشکلات خود را در محیطی دوستانه مطرح کنند.

6- انجام فعالیت های گروهی: برنامه ریزی جهت انجام گروهی برخی از وظایف در خانواده ،تماشای برنامه تلویزیونی به صورت جمعی و....

7- خود داری از سرزنش افراد خانواده

8- مسئولیت پذیر بودن نسبت به یکدیگر

9- احترام به  اعتقادات مذهبی وغنا بخشیدن به ارزش های معنوی افراد خانواده

10- عمل کردن به آنچه می گوییم

11-هماهنگ بودن والدین با یکدیگرواطلاع از نیازهای افراد خانواده

12-پرهیز از توهین و سرزنش و پر خاشگری والدین نسبت به هم

13-توجه به رفتارهای مثبت یکدیگر وتشویق وترغیب رفتارهای پسندیده اعضای خانواده

در یک خانواده سالم تبادل افکار وجود دارد و به عبارت دیگر خانواده سالم خانواده ای است که از سلامت روان و آرامش روانی و معنوی هر یک از اعضای خانواده حمایت می کند.

کودکی که زندگی را با دوستی می گذراند، می آموزد که دنیا مکانی زیبا برای زیستن است.

به طور کلی نگرش و رفتار والدین می تواند تسهیل کننده و یا مانعی در جهت رشد و تکامل کودک باشد. موقعیت کودک درخانواده ، تعداد و جنسیت فرزندان ، ترتیب تولد آنها ، روابط بین آنها ، وجود ارزش ها و معیارهای صحیح اخلاقی و اعتقادی در خانواده ، حضور دیگر افراد فامیل در خانه ، روابط با همسالان و      بچه های محل و عواملی مانند عوامل اقتصادی و فرهنگی در کنار استعداد سرشتی کودک، شخصیت او را شکل می دهند .

طبیعت انسان ها با خشونت و اجبار سازگاری ندارد . مراقبت مداوم ، تسلط بیش از حد ، محافظت بیش از اندازه و دلسوزی افراطی والدین به شخصیت کودکان آسیب می رساند .

برای رسیدن به خانواده سالم والدین باید به بچه ها توجه کنند و وقت کافی برای آنها و نیازهای عادی آنها در نظر بگیرند، با آنها صادق باشند و از توهین و سرزنش و تنبیه بدنی آنها بپرهیزند .

اگر خانواده از سلامت کافی برخوردار نباشد ، افراد بیمار خانواده نیز پس از ورود به جامعه، بیماری خویش  را به دیگران انتقال داده و ساختار جامعه را از هم فرو می پاشند . گاهی ممکن است یک رفتار نامعقول اجتماعی در اثر همین تعاملات به صورت یک رفتار پسندیده در جامعه ظهور کند .

همین طور اگر خانواده های یک جامعه به صورت متعادل و سالم باشند جامعه نیز از سلامت روانی برخوردار خواهد بود . بچه در خانه با فلسفه ی اجتماعی جامعه آشنا می شود .

درخانواده سالم اشتراک و همراهی آنها برای تعیین هدفهای خانواده و تأمین مصالح خانواده، پیروی از روشهای عقلانی در کلیه امور خانوادگی،  شرکت دادن تمام اعضای خانواده در تصمیم گیری هایی که مربوط به امور خانوادگی است و تقسیم کار و مسئولیت میان اعضا ی خانواده و همچنین فرصت دادن برای اظهار نظر افراد در محیط خانواده به چشم می خورد .

به این ترتیب بچه نیز از این وضع استفاده می کند و اسباب رشد او  در جنبه های مختلف شخصیتی بهتر فراهم می گردد. خانواده ها در آشنا کردن بچه ها به میراث ادبی ، علمی ، فلسفی ، دینی ، و هنری جامعه بسیار نقش آفرینند و اهمیت این میراث را در زندگی اجتماعی و وحدت معنوی جامعه برای فرزندان خود روشن می کنند و در این راستا باید بدون تعصب ارزش و اعتبار این میراث را برای بچه های خود مشخص سازند و در این باره به بچه ها کمک کنند تا آنها بوسیله مطالعه به شناخت میراث فرهنگی و ملی خود اقدام نمایند . ضمناً آنها را تشویق کنند ، که برای توسعه و پیشرفت این میراث فعالیت نمایند .

   + طیبه ابراهیمی ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩
   

نقش خانواده در سلامت روان

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تاثیرات محیطی که فرد دریافت می کند از محیط خانواده است و حتی تاثیرپذیری فرد از سایر محیط ها می تواند نشات گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین، سلامت روانی و جسمانی آنها، شیوه های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده، شغل و تحصیلات والدین به وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده، محل سکونت خانواده، حجم و جمعیت خانواده، روابط اجتماعی خانواده و بی نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند، شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می دهند.

محیط و شرایط خانوادگی می تواند عاملی تشویق کننده یا بازدارنده در مراحل رشد باشد. خانه ای که افراد و اعضای آن با هم کار و تفریح می کنند و با اتفاق نظر تصمیمات مهم می گیرند، نوجوانی با اعتماد به نفس پرورش می دهند. از طرفی نوجوانانی که در خانه های مملو از سو»ظن، عیب جویی و پرتنش بزرگ می شوند، در ایجاد روابط مناسب با گروه همسالان خود دچار مشکل خواهند شد. آنها در سایه راهنمایی های والدین خود از انجام اعمال ناشایست و بزهکاری پرهیز می کنند و این مساله را نه به خاطر اجبار یا عادت، بلکه با آگاهی پیدا کردن از آینده شوم این اعمال مورد توجه قرار می دهند.

نابسامانی خانواده در دختران و پسران خانواده اثر دارد، ولی تاثیر نامناسب آن بر دختران به مراتب بیشتر از پسران است. این مساله بدان خاطر است که دختران بیش از پسران به محبت و توجه نیاز دارند و مقاومت عاطفی شان در برابر امور کمتر است. زود می رنجند، دلسردند و خیلی زود تسلیم حوادث می شوند. خانواده مهمترین کانونی است که به تامین نیازهای اساسی عشق و محبت و امنیت و احترام اعضای خود می پردازد و فرصتی برای رشد جسمانی و روانی اعضای خود را فراهم می آورد. وجود فضای آزاد حاکم بر خانواده باعث می شود نوجوان احساس اعتماد به نفس کند. نوجوان می تواند با والدین خود ارتباط عاطفی برقرار کند و در رفع مشکلا ت خود از آنها راهنمایی بخواهد. وجود امنیت خاطر در این خانواده باعث می شود نوجوان بتواند از حداکثر استعدادهای خود استفاده کند. نوجوانانی که والدین را بهترین دوست خود می دانند، می توانند پاسخ بسیاری از مشکلا ت و نیازهای روانی را از آنها بگیرند. نوجوان درچنین شرایطی تمامی مشکلاتش را با والدین خود در میان می گذارد و آنان را مطمئن ترین افراد در مطرح کردن مشکلا ت می داند. عدم توافق و درگیری های لفظی و بحث و جدال های غیرمنطقی بین والدین، نوجوان را عصبانی و ناراحت می کند واز امنیت خاطر او نسبت به اعضای خانواده می کاهد. نوجوانان دوست دارند در خانواده ای مطمئن و پایا زندگی کنند، خانواده ای که هر چیز جای خودش معنی و مفهوم خاصی داشته باشد. نوجوان به ناهماهنگی تربیتی و اخلا قی والدین خود به خوبی آگاهی حاصل می کند و نسبت به آن حساسیت نشان می دهد. در صورتی که خانواده در این دوران به کارکردهای اساسی خود آشنایی نداشته باشد و همچنین با ویژگی های دوران نوجوانی آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربیتی خود را به نحواحسن ایفا نماید و چه بسا که اقدامات نادرست از سوی خانواده فضای نامناسب موجود در خانواده و غیره، بیشتر و بیشتر نوجوان را از محیط خانواده دور ساخته و در صورتی که خانواده در گذشته نیز کارکرد تربیتی خود را به شیوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگی فکری کاملی برخوردار نباشد با گرایش به زمینه های ناسازگارانه مثل عضویت در گروه های افراطی و سایر زمینه ها مشکلا ت فردی واجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد. سخت گیری زیاد والدین و خانواده در این دوران و همچنین سهل گیری وآزادگذاری آنها فرزند را موجودی سرکش، طغیانگر و متزلزل بار خواهد آورد. از این گذشته این دوران، دوران الگو گیری و همانندسازی است ولا زم است خانواده الگوهای مناسبی را برای نوجوان خود فراهم سازند. میزان حضور خانواده در اجتماع، نیز اهمیت به سزایی دارد. بسیاری از نوجوانان پریشان حال و آشفته به خانواده هایی تعلق دارند که از زندگی اجتماعی مجزا و بیگانه اند. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم، جامعه، افراد موفق و افراد فعال اجتماعی از داخل خانواده های سالم بیرون آمده اند و افراد ناسالم پرورش یافته خانواده های ناسالم هستند. انحراف خانواده، عدم سلا مت روانی خانواده، مشکلا ت اقتصادی و اجتماعی خانواده ازلحاظ تاثیری که روی اعضای خود دارد جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می شوند و ویژگی های سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می کنند. از این لحاظ سلا مت یک جامعه به سلا مت خانواده های آن وابسته است. خانواده مهمترین کانونی است که افراد جامعه از آن تغذیه می کنند. به این ترتیب فرد در کنار تاثیری که از اجتماع خود می پذیرد با توشه ای که از خانواده خود دریافت کرده است محیط پیرامون خود را تحت تاثیر قرار می دهد. چنین تاثیراتی علا وه بر مسائل پیرامونی جزئی بلکه بر مسائل کلا ن اقتصادی- اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب به نظر می رسد که اصلا ح یک جامعه، پیشرفت و ترقی آن از جنبه های مختلف تاثیر اصلا ح خانواده، توجه افراد به اهمیت خانواده و آموزش آنهاست. در نظام های سالم خانوادگی، نقش ها هم سالم هستند و فرزندان از رفتار پدر و مادر الگو می گیرند. پدر و مادر نقش آموزگاران را بازی می کنند، روی فرزندان خود وقت صرف می کنند، به آنها توجه می نمایند و آنها را جهت می دهند. حرکت آرام و آهسته است، تبادل افکار با یکدیگر دارند، روابط آنها با هم ملا یم است. مادر ممکن است در یک زمان بر اساس اقتضا در نقش بلا گردان ظاهر شود و سپس، این وظیفه به پدر و چندی بعد به فرزندان واگذار گردد. تقسیم کار براساس جنس در خانواده به نام شایستگی بیولوژیک در بیشتر زنان برای مراقبت از دیگران و مادری کردن است و این تقسیم کار به نفع هر دو جنس و خانواده است. اعضای این خانواده می توانند از قدرت های انسانی خود استفاده کنند. آنها از این قدرت ها برای مشارکت و تعاون و ارضای نیازهای فردی و جمعی خود استفاده می کنند. خانواده سالم خاک سالمی است که در آن افراد رشد سالم دارند و انسان ها بالغ می شوند.

پیشنهادها

- والدین، مربیان و بزرگسالان باید بکوشند تا آنجا که می توانند پدیده بلوغ و نوجوانی را به خوبی بشناسند و از پیشداوری و قضاوت بزرگسالانه بپرهیزند.

- بکوشید برای شخصیت نوجوان ارزش و احترام قائل شوید تا از این طریق اعتماد به نفس و اطمینان به خود نوجوان را در برابر تغییرات بدنی، روانی و شخصیتی بالا ببرید.

- اهمیت و نقش رسانه های گروهی، روزنامه ها و مجلات در رشد شخصیت اجتماعی غیرقابل انکار است. این رسانه ها با ارائه برنامه ها، انتشار مقالات و نوشته هایی در ارتباط با نیازهای اساسی نوجوانان و راه های صحیح برآورده کردن آنها، نقش موثری در تامین بهداشت روانی نوجوان دارند.

- خونسردی و سکوت دائمی والدین، کانون سرد و بی فروغ و خالی از محبت و مهر و نوازش آنان اثر شومی در نوجوان به جای می گذارد. افرادی که از نوازش مادری و محبت پدری محروم بوده اند از این محرومیت رنج فراوان می برند.

- تنها وظیفه والدین، تامین وضع مالی فرزندان نیست، بلکه وظیفه اصلی آنان این است که روزانه یا هفتگی مدتی از وقت خود را صرف گوش دادن به مشکلات نوجوانان خود کنند.

- به نوجوانان یاری کنیم تا از توانایی هایشان آگاه شوند و انتظاراتشان را از خویشتن بر مبنای توانایی هایشان تنظیم کنند.

- مساعدت به نوجوانان به منظور تنظیم برنامه ای متنوع در زندگی، از ضرورت های ارتباط با آنان در تامین بهداشت روانی است.

ایجاد فرصت های مطلوب برای همدلی با نوجوانان، گام موثر در تامین بهداشت روانی آنان است، زیرا هر گفت و گوی صمیمی و سازنده، دریچه ای برای خروج فشارهای روحی است. اطرافیان نوجوان، بیشترین تاثیر را در تامین بهداشت آنان دارند. والدین، کانون خانواده را محلی امن و پناهگاهی مستحکم برای فرزندان کنند، به یکدیگر احترام بگذارند و به خصوص در حضور آنها از اشتباهات یکدیگر چشم پوشی کنند. والدین باید به نوجوان تذکر دهند که وجود مشکلا ت در زندگی، مساله ای غیر قابل گریز است پس نباید از مشکلا ت گریخت، بلکه باید راه های مبارزه با مشکلا ت را به آنها بیاموزند. والدین باید روح مذهب و معنویت را در فرزندان خود تقویت کنند تا زمینه توجه به انحرافات در نوجوانان کاهش یابد.

   + طیبه ابراهیمی ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩
   

شاخص‌های سلامت روان

روح من بیمار است، روح من چند روزی است که نشسته است کنار دیوار و لای درز آجرهای خانه مادربزرگ را خالی می کند، روح من این روزها مریض شده است و هیچ قرص و کپسولی نمی تواند دردش را دوا کند، روح من ...یک روح داریم و یک بدن، یک روان داریم و یک جسم هر دو یکی هستند، ولی گاهی دو تا می شوند. بی هم جایی نمی روند و با هم دردها را تحمل می کنند. اما در این میان اگر آن بدن یا آن جسم بیمار شود، بهتر و راحت تر می شود دردش را دوا کرد تا روان و روح! این دو چون با هیچ فشارسنج یا درجه یا گوشی نمی توانند لمس شوند، خیلی وقت ها بی دوا، درد باقی می مانند و ... اما درد شدن این ها بی دلیل نیست، از یک جایی و از یک نقطه ای همه چیز شروع شده است به هرحال بهانه ای وجود دارد که روح من این روزها بیمار است و جسم من را هم بیمار کرده است!
● سلامت روان چیست
سلامت روان چیزی جدا از تعریف کلی سلامت نیست چرا که روان با تمامیت انسان رابطه دارد و زمانی میسر می شود که فرد هیچ احساس ناخوشایند و نامطلوبی از زندگی نداشته باشد و دیگران از جمله پزشکان هم او را درحد طبیعی بدانند بنابراین احساس امنیت خاطر، شادمانی به موقع، اندوه به موقع، خواب و خوراک و انرژی به اندازه می تواند نشان دهنده سلامت روان باشد.
دکتر بانکی روان شناس ضمن بیان این مطلب به خراسان می گوید: بهداشت روان جدا از بهداشت جسمی و عمومی نیست زیرا بسیاری از شاخص هایی که نشان از سلامت روان دارند، جسمی هستند. به ندرت پیش می آید که فرد وضعیت جسمی غیرطبیعی داشته و سلامت جسم او مختل شده باشد اما از نظر روان هیچ مشکلی نداشته و کاملا در وضعیت مناسب و مطلوبی باشد. این مسئله در بیماران قلبی، مبتلایان به بیماری های مزمن ریوی و بسیاری مشکلات دیگر قابل مشاهده است.سازمان بهداشت جهانی در تعریف سلامت روان چنین می گوید: رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری، خلاقیت و خودشکوفایی.کسی که از بیماری روانی رنج می برد و برای مثال به اسکیزوفرنی مبتلاست، ابتدا یک بخش جسمی یعنی مغز او دچار اختلال می شود و تغییراتی در آن رخ می دهد که موجب نبود تعادل عملکرد شده و تظاهرات روانی آن به صورت بیماری اسکیزوفرنیا بروز کرده است.
● سلامت روان و خانواده
یک شخص سالم کسی است که از لحاظ روانی شاد، از لحاظ جسمی فعال، از لحاظ سیاسی آگاه و از لحاظ فرهنگی دانسته و رسیده باشد.خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماعی که شامل یک زوج و فرزندان است و در یک خانه کنار همدیگر زندگی می کنند، نخستین پایگاه اجتماعی و بهترین آموزشگاه برای رشد، آموزش و پرورش، شکل گیری شخصیت و تکوین هویت کودکان در آینده است. در تمامی کشورها خانواده را همان اصل اجتماعی شدن کودکان می دانند. کودکان در محیط خانواده می توانند بسیاری از اعمال، کردار، آداب و معاشرات خود را از طریق فامیل فراگیرند.بسیاری از اشخاص، در مورد دانش خانواده و مراحل تشکیل خانواده، نحوه پیشبرد، چگونگی اجرای کارها، مسئولیت پذیری، تعلیم و تربیت، کردن و نکردن کارها را در چارچوب نظام اسلامی نمی دانند در صورتی که سلامت عاطفی و روانی را که ریشه های عمیق آن در دین و مذهب جا دارد، باید جزو کارها و وظایف خویش قرار دهند. زیرا اسلام در این قسمت توجه زیادی کرده است. سلامت روانی که جزو زندگی اجتماعی و فردی هر کودک در محیط خانواده می باشد، باید همواره رعایت شود، زیرا سالم بودن و صحت مند بودن از هر لحاظ زمینه ساز رشد اندیشه و شخصیت آنان در آینده است. سالم بودن به معنی داشتن صحت خوب جسمی و داشتن صحت خوب روانی است. به عبارت دیگر احساس کامل خوب بودن و توانایی مقابله با مشکلات روزمره زندگی؛ بدون ناراحتی یا پریشانی زیاد، سلامتی را نشان می دهد. در کشورمان مردم تعداد زیادی را که مشکلات روانی، دارند می شناسند. بسیاری مردم خود می دانند که دچار تکلیف اند ولی طرز برخورد با این مشکلات را نمی دانند.
● سلامت روان و مادران
باتوجه به نقش موثر مادران در خانواده ها سلامت روان مادران تاثیر زیادی بر رشد و نمو و تکامل فرزندانشان دارد. خانم دکتر حسن آبادی متخصص زنان در گفت و گو با ما می گوید: با ارزیابی سلامت روانی و اجتماعی زنان باردار می توان وضع رشد و نمو و تکامل نوزادان را پیش بینی کرد و در صورت نیاز به اقدامات حمایتی و درمانی خاص، این گونه مداخلات را از روزهای نخست زندگی برای کودکان به کار گرفت.بررسی اخیر محققان در کانادا درباره ٧٩١ مادر باردار و فرزندان آنان نشان می دهد: اختلالات روان مادران باردار و مشکلات اجتماعی آنان تاثیر بسیار زیان باری بر سلامت و نحوه رشد و نمو فرزندان آنان دارد.
بررسی ها نقش سلامت روان پدران را نیز بر سلامت کودکان به خوبی نشان داده است و آن چه که مسلم است این که سلامت مادران نیز در گرو خلق محیطی امن و آرام توسط پدران است.
● سلامت روان و سلامت
دکتر بانکی در ادامه، مشکل بهداشت روانی را یکی از بزرگ ترین مشکلات پیش روی خانواده های امروزی می داند و می گوید: باوجود تمام پیشرفت ها و تسهیلات، مشکلات بهداشت روانی به عنوان مشکلی برای خانواده ها، سازمان ها و جوامع روبه افزایش است. هر روز به تعداد افرادی که معتقدند معنویت درمان رنجوری و درماندگی روحی آن هاست و بر متخصصان که برای درمان بیماری های روانی و حفظ سلامت روانی بر باورها و رفتارهای مذهبی متمرکز می شوند، اضافه می شود. انسان امروز با آگاهی و بینش به این عقیده رسیده است که بدون معنویت تنها می ماند و در گرداب فناوری به فنا می رسد. انسان امروز فهمیده که با دور شدن از باور و اعتقاد، پوچی و درماندگی در انتظارش خواهد بود.
ویلیام جیمز معتقد است باور به وجود ارزش های بالاتر و یک قدرت برتر برای بهداشت روانی انسان ضروری است.نتایج پژوهش های جدید در رابطه با استفاده از دعا در زندگی روزمره و تاثیر آن بر سلامت روان حاکی از آن است که بین فراوانی استفاده از دعا با سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد. یعنی افرادی که بیشتر به دعا می پردازند سلامت روانی بیشتری دارند. افسردگی و اضطراب شایع ترین اختلالات روان پزشکی است که با توجه به شیوع بالا و هزینه های بهداشتی توجه بسیاری از متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. باتوجه به یافته های بررسی حاضر مبنی بر وجود رابطه معنی دار میان اضطراب و افسردگی و فراوانی استفاده از دعا و همچنین بررسی های قبلی به نظر می رسد در سیاست گذاری های بهداشت روانی به ویژه در پیش گیری از اضطراب و افسردگی توجه به این ارتباط دوسویه مخلوق- خالق حیاتی باشد.

منبع:روزنامه خراسان

   + طیبه ابراهیمی ; ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩
   

سیگار

http://www.upload.eg123.com/uploads/30gar_c90f.jpg

   + طیبه ابراهیمی ; ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩
   

انواع تعارضات خانوادگی

تعارضات زنانشویی

وجود اختلافات عقیده و رفتار بین زن و مرد امری طبیعی است. ولی خانواده‌هایی وجود دارند که در آن زن و مرد زندگی مشترکشان تبدیل به یک میدان جنگ کرده‌اند. رفتارها و روابطشان به شدت متزلزل و بدون سازندگی است چنین خانواده‌ای یک خانواده توخالی و شبه خانواده به شمار می‌رود. بسیار اتفاق می‌افتد که اطرافیان و همسایگان و بویژه بزرگان فامیل برای برقراری صلح و آشتی با آنها صحبت می‌کنند و ممکن است چنین صلحی برای مدتی برقرار شود؛ ولی طول این آرامش به احتمال زیاد کوتاه خواهد بود.

تعارضات والدین با فرزندان

نوع دیگر اختلافات شدید در خانواده‌ها عدم سازگاری فرزندان و والدین با همدیگر است. متاسفانه والدین خود را از نیازهای روز تطبیق نمی‌دهند. فرزندان نیز فرزند زمانه خود هستند و نه چهل سال پیش. این وضع با بزرگتر شدن و کثرت فرزندان بارزتر می‌شود. اگر این اختلافات در خانواده مورد توجه قرار نگرفته و برای برطرف کردن آنها اقدامی صورت نگیرد، بصورت بحران جلوه گر شده آسیب‌های جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد خواهد کرد.

علت شناسی اختلافات خانوادگی

علت شناسی تعارضات والدین با فرزندان

مطالعات متعدد جامعه شناختی و روانشناختی در جهت علت شناسی "رفتارهای نوجوانان و جوانان بزهکار ، فراری از خانه یا دچار سو مصرف مواد و ..." نشان می دهد که علت اصلی اینگونه رفتارها در "نوع رفتار والدین با یکدیگر و اصول تربیتی‌شان در قبال فرزندان" نهفته است.

"خشونت ، عدم تعادل رفتاری - تربیتی ، کمبود محبت و طرد فرزندان ، تبعیض در بین فرزندان ، اعتیاد ، فقر ، عدم آگاهی والدین به نقش تربیتی خویش و نادیده گرفتن نیازهای متناسب با روز کودک و نوجوان" از علتهای اصلی تعارضات والدین با فرزندان است.

تاثیر تعارضات خانوادگی

تاثیر تعارضات خانوادگی بر روابط زناشویی

تعارض‌های زناشویی تاثیر عمیق منفی بر روابط آنها و پیرو آن بربافت و روابط خانوادگی می‌گذارد. آنها ممکن است روابطشان آنقدر سرد شود که ماهها با همدیگر حرف نزنند، روابط جنسی نداشته باشند، تک نفره غذا بخورند، حضور همدیگر را در یک مکان تحمل نکنند و در آخر ممکن است کارشان به درخواست طلاق بکشد.

طلاق

طلاق مسایل شخصی ، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را پیش می‌آورد. اشخاصی که زندگی مشترکشان متلاشی می‌شود، نسبت به مردم عادی آمادگی بیشتری دارند که از نظر جسمی ، روانی ، خواب و تغذیه" اختلال پیدا کنند یا به سو مصرف الکل و مواد روی آورند. در کنار آثار مخرب طلاق بر زن و مرد "فرزندان" نیز از پیامدهای طلاق والدین‌شان متاثر می‌شوند.

بطور کلی طلاق گیرندگان در ایجاد ارتباط با فرزندان خود دشواری پیدا می‌کنند، بخصوص آنها از کسی که از نظرشان مقصر اصلی طلاق باشد، متنفر می‌شوند. با این وجود سوال اصلی این است که از بین روابط طولانی پرتنش زن و شوهر و طلاق کدام یک بر فرزندان اثر مخرب تری دارد؟ تحقیقات با در نظر گرفتن کل جامعه به سو طلاق رای می‌دهد.

تاثیر تعارضات خانوادگی بر روابط والدین با فرزندان

اختلافات والدین با فرزندانشان (بویژه مواردی که همراه با توهین ، تحقیر ، ضرب و شتم باشد) به احساس عدم امنیت روحی و جسمی ، تنفر (همراه با احساس گناه) ، خشم از والدین و رفتارهای نابهنجار اجتماعی (از قبیل سو مصرف مواد ، فرار از خانه ، اقدام به خود کشی یا خود زنی) منجر می‌شود. بعضی مواقع موضع فرزندان موضع یاس و احساس پوچی بوده در خود خلا بزرگی احساس می‌کنند. این خلا همان نبود محبت و عواطف والدین است و این زمینه ساز قبول عواطف دروغین همراه با نیت‌های شوم دیگران می‌شود.

منبع:مجله رشد



   + طیبه ابراهیمی ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩
   

آشتی یا قهر

چرا قهر می‌کنیم؟

فردی که قهر می‌کند هدفی دارد و در واقع با قطع ارتباط می‌خواهد مطلب خود را به اطرافیان یا به فرد مقابل بیان کند. بعضیها بیشتر از بقیه قهر می‌کنند و برخی افراد هرگز علاقه‌ای به قهر ندارند. بطور کلی هدفی که در این رابطه مورد نظر فرد است معمولا برای بیان یک ناراحتی یا یک هیجان منفی است. فرد می خواهد به طرف مقابل بگوید که ناراحت است، یا می‌خواهد کاری کند رفتار او را تغییر دهد و ... . در هر حال قهر کردن به صورت یک وسیله و یک مکانیزم در آمده است که در مواقع ناراحتی از فرد سر می‌زند. یک روش تخلیه ناراحتی است که در واقع چنین کاری را نیز انجام می‌دهد و فقط فرد به این روش عادت کرده است و معمولا قبل از اینکه فکر بهتری به ذهنش برسد که در آن لحظه فایده بهتری داشته باشد به این روش اقدام می‌کند.

برخی‌ها این روش را از دوران کودکی یاد گرفته‌اند. ممکن است کودک با مشاهده رفتار اطرافیان و بویژه والدین در مواقع ناراحتی از یک فرد دیگر رفتار آنها را الگو برداری کند. چنین کودکی یاد می‌گیرد پیام خود را با قطع ارتباط بیان کند و به روشی غیر از گفتار کلامی مفهوم ناراحتی خود را به اطرافیان برساند. بطور کلی این روش چه در کودکی یاد گرفته شده باشد و چه در بزرگسالی فرقی نمی‌کند. فرد از یک شیوه نادرست برای تنظیم رفتار خود استفاده می‌کند و در واقع نمی‌تواند به روش مناسبتری مطلب خود را بگوید، یا از خود دفاع کند.

چرا آشتی می‌کنیم؟

انسان یک موجود اجتماعی است. وجود وابسته به شبکه اجتماعی است که در آن قرار می‌گیرد و شاید بدون آنکه متوجه باشد چنین وابستگی در او وجود دارد. در واقع بهتر است بگوئیم یک نیاز، انسان به برقراری روابط با دیگران نیازمند است. چنین نیازی نه تنها یک نیاز جسمی بلکه عمیقا یک نیاز روانی است. بنابراین دور ماندن از چنین روابطی برای وی فوق‌العاده دشوار است، مگر افرادی که به اختلالاتی دچارند که دوری از روابط اجتماعی را ترجیح می‌دهند. بر این اساس ماندن در وضعیت قهر برای افراد دشوار است. بویژه اینکه در یک سوی قهر معمولا افرادی قرار داند که به نحوی از لحاظ عاطفی برای فرد دارای اهمیت هستند، مثل قهر دو دوست یا قهر زن و شوهر.

بنابراین بازگشت به وضعیت قبلی و تمایل به آن معمولا وجود دارد، حتی در مواردی که افراد با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود به نوعی فقدان چنین تمایلی را نشان می‌دهند. ممکن است شدت ناراحتی از طرف مقابل به قدری زیاد باشد که فرد کاملا از برقراری رابطه مجدد ، به عبارتی آشتی خوداری کند و حتی دلایل و توجیهات منطقی برای آن داشته باشد. ولی جمله ای کاش این اتفاق نمی‌افتاد... به شکلهای مختلف در ذهن افراد وجود دارد. برخی افراد بیشتر از بقیه نیاز روانی و عاطفی خود به روابط با دیگران احساس می‌کنند.

این چنین افرادی هر چند یاد گرفته باشند از روش قهر به عنوان یک روش برای بیان ناراحتی استفاده کنند، اما بزودی تمایل به بازگشت در آنها بوجود می‌آید. برخی افراد به صورت خودکار در حالت هیجانی به این روش اقدام می کنند، اما بعد از مدتی که هیجاناتشان فروکش کرده و قدرت منطق نمو بیشتری یافته ، متوجه مسائلی می‌شوند که تمایل به بازگشت در آنها را بوجود می‌آورد. برخی از افراد دیگر به نظر کینه‌ای تر هستند و شاید به نظر برسد هرگز نمی‌توانند فرد مقابل را ببخشند، حتی به قیمت تحمل ناراحتیهای حاصل از قطع روابط و ... .

بهتر از قهر و آشتی

افرادی که در قهر می‌مانند افرادی هستند که شیوه مناسب ابراز وجود ، دفاع از خود ، قاطعیت و جرات وزری را یاد نگرفته اند، نمی‌توانند هیجانات خود را بخوبی کنترل کنند و مانع از دخالت آنها در تصمیمهای منطقی شان شوند، قدرت چشمپوشی و بخشیدن دیگران را ندارند و یا غرور کاذبی برای خود ایجاد کرده‌اند و ... .

در هر حال هم خود قهر و هم عواملی که به ایجاد و تداوم آن مربوط می‌شوند استرس‌زا هستند. افکار منفی آزاد دهنده در حالت قهر شدیدا فعال می‌شوند. فرد در حال قهر بیشتر از حالتهای عادی به ویژگیها ، گفتار و رفتار منفی فرد مقابل توجه می‌کند، در حالی که در حالت برقراری دوستی این دسته از افکار بسیار کاهش می‌یابند. بر این اساس قهر و آشتیهای مداوم آزار دهنده و بهم ریزنده شرایط آرام زندگی هستند که می‌توان روشهای مناسبتر و ایده‌آل‌تری بجای آنها جایگزین کرد تا فرد بتواند با جرأت ورزی بیشتری در شرایط استرس‌زا حاضر شود، بتواند از خود دفاع کند و با حفظ دوستی و صلح به حل مشکل و اختلاف بوجود آمده مبادرت کنند.

چنین روابطی از پایایی بیشتری برخوردار هستند، آرامش فرد را تداوم می‌بخشند و از همه مهمتر راه اندازی افکار منفی که بسیار آسیب رسان برای افراد و برای روابط او هستند جلوگیری می‌کنند. فرد بهتر است با کنکاشی در خود ، علت اساسی تمایل با استفاده از ابراز بهتر را در خود پیدا کند و به رفع آن اقدام نماید. شیوه‌های جرات ورزی را یاد بگیرد، شیوه‌های کسب آرامش را یاد بگیرد و از بروز افزایش اضطراب و دیگر هیجانات منفی خود جلوگیری کند. به این ترتیب سیستم منطقی فرد نیز فعالتر شده و می‌تواند استدلال درستی داشته باشد و تصمیمهای درستی اتخاذ کند.

قهر تربیتی

گاهی اوقات والدین برای کاهش رفتار نامناسب در خود از ابزار قهر استفاده می‌کنند. و به عبارتی می‌خواهند به این روش ناراحتی را از رفتار کودک بیان کنند و آنرا بهتر از شیوه‌های تنبیه بدنی و ... می‌دانند. در هر حال استفاده از این ابزار نیز برای تربیت کودک می‌تواند هم مفید و هم مضر باشد. استفاده مکرر از این ابزار و برای هر رفتار جزئی و کلی به کودک یاد خواهد داد که از قهر برای بیان ناراحتی خود استفاده کند و از طرف دیگر در صورت تداوم استفاده از قهر ، تأثیر گذاری خود را از دست خواهد داد و دیگر به عنوان شیوه تربیتی مناسب نخواهد بود.

استفاده از قهر می‌تواند مفید باشد، در صورتی که مدت زمان آن بسیار کوتاه و با توجه به سن کودک تنظیم شود. برای خردسالان ، یک قهر 4 - 3 دقیقه‌ای مناسب خواهد بود و معمولا توصیه می‌شود از قهرهای طولانی با کودکان و نوجوانان جدا خودداری شود و دفعات آن مکرر و زیانبار نباشد.

   + طیبه ابراهیمی ; ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩
   

تاثیر مذهب بر سلامت روان خانواده

روانشناسی بهداشت ، در سالهای اخیر اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مذهبی وسبک زندگی افراددر چگونگی وضعیت سلامت جهانی وروانی آنهادرنظرگرفته است.شیوه های مقابله مذهبی با مسائل،توانایی های شناختی ورفتاری هستندکه فرد مضطرب به منظورکنترل نیازهای خاص درونی وبیرونی فشارزا بکار می گیرد.‏

درمقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا،نیایش،توکل وتوسل به خداوند.استفاده می شود. یافته های اخیر نشان می دهندکه این نوع مقابله ها هم منبع حمایت عاطفی وهم وسیله ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند می توانند مقابله های بعدی راتسهیل نمایند بنابراین بکارگیری آنهابرای اکثر افراد موجب تقویت سلامت روان می شود.‏

دین تنها بخش قابل تامل درهستی انسان نیست بلکه مهمترین عرصه درزندگی بشری است که آدمی بدون توجه به آن دچار خسران ابدی می گردد حتی اگر درسایرجنبه های زیستی، روانی، اجتماعی و... به شکوفایی رسیده باشد.وباتوجه به اینکه درسال1948 کمیسیون مقدماتی سومین کنگره جهانی بهداشت روانی برای بهداشت روانی یک تعریف دو قسمتی ارائه داده است که :‏‏1- بهداشت روانی،حالتی است که ازنظرجسمی، روانی، عاطفی درحدی است که اگربابهداشت روانی دیگران انطباق داشته باشدبرای فردمطلوبترین رشدرا ممکن می سازد .‏‏2-جامعه خوب،جامعه ای است که برای اعضای خودچنین رشدی رافراهم می آوردکه برای داشتن بهداشت روانی خوب ،شرایطی وجوددارد:روبروشدن باواقعیت،سازگاری داشتن باتغییرات،گنجایش داشتن برای اضطرابها،کم توقع بودن،احترام قائل شدن به دیگران،دشمنی نکردن با دیگران ،کمک رساندن به مردم و.....وهدف بهداشت روانی،پیشگیری از وقوع ناراحتی وحفظ سلامت روانی به منظور ایجادیک محیط فردی واجتماعی مناسب وهمچنین درمان اختلالات جزئی رفتاراست.وخانواده که یک نهاداصلی ویژه جامعه است ودر برقراری رابطه انسانی سالم ودرست میان اعضای خانواده مهمترین عامل سلامت خانواده است که با همدلی،همفکری وهمکاری وصمیمیت و.....روابط سالمی رامیان اعضای خانواده می تواند برقرار نماید.وباتوجه به تحقیقات صورت گرفته به این نتیجه رسیده اندکه آندسته ازمردم که اعتقادات مذهبی کمتری دارند وضعیت بهداشت وسلامت روانی ضعیف تری دارندومعمولااین خانواده ها دچارآشفتگی،اضطراب وافسردگی بیشتری می شوند.اما آندسته ازخانواده هایی که اعتقادات مذهبی قویتری دارندازبهداشت روانی مثبت تری برخوردارند .واین سلامت وآرامش روانی رانیزبه فرزندان خودانتقال می دهندودرنتیجه آنها درخانواده واجتماع افرادی بااعتماد به نفس بالاتر وخلاق تر و......خواهند بود.‏

منابع:‏ 

‏1-تازه های روان درمانی(فصلنامه علمی پژوهشی وآموزشی)خدارحیمی،سیامک جعفری.‏

‏2-مبانی نظری وعلمی پژوهش درعلوم انسانی واجتماعی،انتشارات رشد1384-دلاور،دکترعلی

   + طیبه ابراهیمی ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩
   

نقش ازدواج و تشکیل خانواده درسلامت جامعه

ازدواج و تشکیل خانواده ، نقش مهمی در تزکیه و بقای  جامعه دارد و تلاش در جهت استحکام آن ، زمینه را برای سلامت اخلاقی  و سعادت عمومی جامعه فراهم می سازد . چرا که ازدواج مشروع جلوی بی بند و باری ، هرج و مرج و آشفتگی های جنسی را می گیرد و پسران و دختران جوان را وا می دارد که در چارچوب قواعد و اصول مشخصی ، به زندگی اجتماعی تن دردهند.

ازدواج و تشکیل خانواده برای انسان ها یک نیاز طبیعی است که از فطرت و آفرینش ویژه ی آنان سرچشمه می گیرد و نباید آن را یک قرار داد متعارف اجتماعی تلقی نمود که درصورت عدم تحقق آن ، آسیبی به نظام اجتماعی وارد نمی شود؛ بلکه برعکس، هرگونه آسیب به این بنیان مقدس ، پیامدهایی را در تحول ساختار کلی جامعه و نظام ارزشی و فرهنگی آن به دنبال دارد.

خانواده از آن رو که زیربنا و ریشه ی همه ی نهاد های اجتماعی است ، قدرت مندترین کانون اثر گذاری و مؤثرترین مرکز برای سامان دهی یا نابسامانی اجتماع وعامل تشکل و سیستم دهی به جامعه است. هر گونه تغییر مثبت یا منفی در خانواده ، در جامعه ی بزرگ انسان ها تأثیر مستقیم و مؤثر دارد. ثبات یا بی ثباتی خانواده ، مستقیماً برثبات یا بی ثباتی جامعه تأثیر گذار است. جوامعی که در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بی شک ارزش های اخلاقی درجامعه ی کلان سقوط خواهد کرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند که فرآیندهای اساسی اجتماعی بدون حضور خانواده، شکل واقعی خود را پیدا نخواهد کرد. فرایندهایی چون همکاری، سبقت جویی ، ستیزه جویی، همانند سازی ، سازش ، فرمانروایی ، سلطه پذیری و ... همه وهمه ریشه در خانواده دارند؛ و این مورد تأیید جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی است. پایه و مبنای شرافت انسانی ، خود خواهی و خود مداری ، پذیرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگی نشأت گرفته از خانواده است و این ، مورد تأیید جرم شناسان و آسیب شناسان اجتماعی است.  و بالاخره ریشه های اساسی رشد یا پس افتادگی اجتماعی ، صعودها و سقوط ها، سامان داری یا نابسامانی های اجتماعی و ... را باید در خانواده جست وجو کرد.

بیشتر حرکت های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از خانواده آغاز شده و درجامعه موج آفرینی می کنند . برهمین اساس، همه ی ادیان الهی به ویژه اسلام ، خانواده را مؤثرترین راه برای هر گونه تغییر و تحول در بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه می دانند. زیرا از یک سو خانواده ، خود مرکز تعامل و تأثیر متقابل افراد بر روی هم است و تجربیات و آگاهی های فرد در خانواده ، در شکل دهی نقش اجتماعی او بیشترین تأثیر را دارد. و از سوی دیگر، هرکدام از افراد خانواده ، پس از ورود به جامعه، درهم فرو می روند و بر یکدیگر تأثیر متقابل گذارده ، آرمان ها و عقایدشان درهم می آمیزد و حاصل این فعل و انفعالات به صورت یک طرز فکر، یک  اندیشه ی اجتماعی و در نها یت به شکل یک سیستم فرهنگی درمی آید.

واضح است اگر خانواده از سلامت کافی برخوردار نباشد ، افراد بیمارگونه ی خانواده نیز پس از ورود به جامعه و کنش متقابل اجتماعی  با سایرین ، بیماری خویش را به دیگران سرایت داده، ساختار جامعه را از هم فرو می پاشند؛ و گاهی ممکن است یک رفتار نامعقول و غیرمعقول اجتماعی ، در اثرهمین تعاملات به صورت یک رفتار پسندیده ، در جامعه ظهور کند.همین طور اگر خانواده های یک جامعه ، بهنجار و متعادل باشند، جامعه نیز از سلامت واقعی بر خوردار خواهد بود.

اسلام نیز کارخود را از خانواده شروع کرده است. چنانکه پیامبر اسلام – صلی الله علیه وآله – تبلیغ علنی خود را در آغاز رسالت ، از خانواده و عشیره اش آغاز کرد و درتداوم آن ، کار تبلیغ  و توسعه ی جامعه ی اسلامی را از درون خانواده ی خویش و با تربیت انسان هایی وارسته چون فاطمه ی زهرا، امام حسن و امام حسین – علیهم السلام – ادامه داد. و به این ترتیب هر کدام از ائمه اطهار –  علیهم السلام – نیز، قبل از هراقدام ، ا ز خانواده ی خود شروع کردند.

با اندک تأملی درسیره ی آن بزرگواران د ر نحوه ی ازدواج ، تربیت فرزند، نوع ارتباط با همسر و فرزندان و همچنین وصایا و سفارشات آنها به اهل بیت خود، به خوبی درمی یابیم که این بزرگ مردان تا چه اندازه به اهمیت خانواده  و تأثیر غیرقابل تردید آن برجامعه عنایت داشته اند.

البته ناگفته نماند، در سلامت یا فساد جامعه ، نقش دیگر کارگزاران اجتماعی مانند نهادهای مذهبی و وسایل ارتباط جمعی را نمی توان نادیده گرفت . اما بنابر پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی ، در این تأثیر گذاری ، نهاد خانواده  درصد قابل توجهی را به خود اختصاص داده است که آن را از میان دیگر کارگزاران اجتماعی متمایز می سازد.

بنابراین " برای تشکیل یک جامعه ی آرمانی ، تأسیس خانواده های آرمانی ضرورت دارد و خواستاران جامعه ی ایده آل ، باید به تشکیل خانواده های ایده آل بپردازند.

منبع:مجله رشد

   + طیبه ابراهیمی ; ٦:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٩